واکاوی فراز «السَّلَامُ عَلَى مَحَالِّ مَعْرِفَةِ اللَّهِ» در زیارت جامعه کبیره | آیینه‌دار طلعت ذات خدا شدند

  • کد خبر: ۴۳۸۷۵۹
  • ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۷
واکاوی فراز «السَّلَامُ عَلَى مَحَالِّ مَعْرِفَةِ اللَّهِ» در زیارت جامعه کبیره | آیینه‌دار طلعت ذات خدا شدند
عجیب است که انسان، در جست‌وجوی خدا، بار سفر برمی‌بندد، اما هرچه جلوتر می‌رود، می‌فهمد که سفر، خودش مقصد است.

حانیه سالم | شهرآرانیوز؛ عجیب است که انسان، در جست‌وجوی خدا، بار سفر برمی‌بندد، اما هرچه جلوتر می‌رود، می‌فهمد که سفر، خودش مقصد است. راهی که به او می‌رسد، راهی است که او پهن کرده و هر قدم سالک، خود نشانه‌ای از اوست. سالک به‌ناگاه درمی‌یابد که نه نقشه راه بلکه خود راه، معلم است و آن‌که می‌جوید، همان است که می‌یابد. اما این‌همه، تازه آغاز حیرتی است که مسافر را نه در دوری او، که در نزدیکی‌اش رها می‌کند؛ نزدیکی‌ای که هرچه بیشتر می‌دانی، بیشتر اذعان می‌کنی که نمی‌دانی.

فرق علم و معرفت

«محل» از ریشه «حل» است؛ به معنای گشودن بار. مسافر هنگام استقرار، بار خود را می‌گشاید و از حرکت بازمی‌ایستد، از این‌رو محل به جایگاه نزول و استقرار پدیده‌ها گفته می‌شود. در اینجا تمایز میان علم و معرفت، معنا می‌یابد. علم به ادراک شیء با حواس و تصور ذهنی اطلاق می‌شود که در مورد ذات حق، محال است؛ چراکه ذات الهی درقالب تصور ذهنی نمی‌گنجد. اما معرفت یعنی بازشناختن و تمیز دادن شیء از غیر خود، از این‌رو با شناخت اوصاف، خداوند «معروف» می‌شود؛ معرفتی که برخاسته از شناخت آثار اوست، نه ادراک ذات مستقل از اوصاف.

معرفت ذات الهى

رسیدن به ذات حق‌تعالى و معرفت او آن‌چنان که هست، مقدور کسى جز ذات پاک او نیست؛ نه ملائکه مقرب به کنه ذات او راه دارند و نه انبیا و مرسلین. خداوند از عقول پوشیده است؛ چنان‌که از چشمان پوشیده است، احاطه و سلطه علمى، شرط اصلى رسیدن به کنه هرچیز و معرفت همه‌جانبه پیداکردن به آن است، درحالى‌که خداوند محیط بر هر چیز است و در احاطه هیچ‌چیز قرار نمى‌گیرد، ازاین‌رو پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: «خدایا! آن‌چنان که حق معرفت توست، تو را نشناختیم.» وقتى آنها به ذات اقدس خدا راه ندارند و به آن احاطه پیدا نمى‌کنند، وضع اوساط از متفکران، روشن است. آنچه مقدور موجود ممکن و مورد تکلیف اوست، شناخت اسماء و صفات حسناى الهى است.

مدار تکلیف در باب معرفت

مقدار غیرمقدور از معرفت خدا از محور تکلیف نیز خارج است و کسى مأمور به شناخت آن مراحل نیست، از این‌رو مرحوم آقاعلى مدرس‌زنوزى، حدیث «ما عرفناک حق معرفتک» را این‌گونه معنا کرده است: حق شناختن تو، اعتراف به عجز از شناختن توست، بنابراین آنچه نسبت‌به تو شناخت پیدا کرده‌ایم، حق معرفت توست؛ چون بیشتر از آن مقدور ما نیست و ما مأمور به آن نیستیم. درباره شکر نیز این‌چنین است؛ یعنى شکر نعمت‌هاى خدا به گونه‌اى که حق شکر او ادا شود، نه مقدور کسى است و نه واجب.

ائمه اطهار (ع)؛ در اوج کمالات

آن مقدار از معرفت که مقدور ممکنات و قابل پیمودن برای آنها است، مراتب فراوانی دارد و همانند کوهی رفیع است که ائمه (ع) در اوج قله آن و شاگردانشان در دامنه‌های این کوه بلند قرار گرفته‌اند؛ هرکسی به میزان توان و بهره‌مندی خود از مکتب آنها مسافتی را به‌سوی این قله طی می‌کند. فرق اصلی مقام امامت از دیگران، ادراک همین معارف بلند است که برد فکر و اندیشه دیگران به آن راه ندارد؛ وگرنه در مقامات و کمالات عملی، شاگردان آنها نیز می‌توانستند کم‌وبیش پیرو آنها باشند.

اعتراف به عجز

امام سجاد (ع) به درگاه الهى عرض می‌کردند: «خدایا! هربار که شکر تو را گزاردم، شکر دیگرى بر من واجب شد؛ چون در این شکر، هم از توفیق تو مدد جستم و هم از اعضا و جوارحى که تو دراختیارم گذاشتى، کمک گرفتم و این سلسله پایان ندارد.» از این‌رو، بالاترین مرحله معرفت و ثنا که متوقف بر معرفت است، اعتراف به عجز است.

رسول اکرم (ص) در مقام اظهار عجز نسبت‌به ثناى الهى فرموده‌اند: «خدایا! از عهده ثناى تو برنمى‌آیم؛ تو همان‌گونه هستى که خود را ثنا گفتى.» همان‌طور که بالاترین مرحله شکر، اعتراف به عجز از شکرگزارى است، بدین‌ترتیب هرجا که بحث از معرفت، ثنا و شکر الهى است، همان مقدار مقدور، مراد است.

معنای محل معرفت‌الله بودن

محل معرفت‌الله بودن ائمه (ع) به چند صورت تصور‌پذیر است:

نخست آنکه، ائمه (ع) بهتر از هر فرد دیگری خدا را می‌شناسند. آنها، خدا را به آن مقدار از شناخت که برای ممکنات مقدور است، شناخته‌اند.

دوم آنکه بهترین وسیله برای کسانی که در صدد شناخت خدا هستند، شاگردی در مکتب ائمه اطهار (ع) است.

سوم، هر موجودی مظهری از مظاهر خداست، لیکن ائمه (ع) مظاهر تامه اسما و صفات الهی هستند؛ و چهارم آنکه، در برخی روایات، معرفت‌الله به معرفت امام واجب‌الاطاعه تفسیر شده است: اگر معرفت امام عادل هر عصر و اطاعت او نباشد، معرفت خدا و اطاعت او نفعی نخواهد داشت. طبق این معنا، معرفت‌الله در گروی معرفت امام است و معرفت امام، نشانه کامل معرفت خداست.

بنابراین، چون درک خدا از تجرد تام عقلی (از هرگونه ویژگی مادی مبراست) برخوردار است و چنین موجود مجردی از حلول مادی و مانند آن منزه است، معنای «محل معرفت» همان تجلی‌گاه درک حق خواهد بود.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.